هنرهای تجسمی معماري هنرهای سنتی هنرهای نمايشی موسيقی مباحث نظری طراحی صنعتی
 سه شنبه، بيستم بهمن 1388 
  جستجو : []  
  نقاشي
  گرافيک
  عکاسی
  حجم سازی


دوشنبه 23 بهمن 1385
•قباد شیوا : از « آدمهای جدید » ، « نگاه جدید» می خواهیم
گفتگو
من فکر می کنم نسل 5 ، نسل معصومی است. در یک فضایی قرارگرفته که هدف خودش نبوده. در فرهنگی رشد کرده که آموخته هایش غلط است . بلحاظ فرهنگی این نسل در محیط هایی نشو و نما کرده و پا گرفته که متأسفانه نگاه به فرهنگ خودی را یادش نداده اند و این دغدغه ها برایش درونی نشده. وقتی که می گوییم گرافیک لهستان یا ژاپن خوب و حرفه ای است بدین خاطر است که طرح لهستانی یا ژاپنی ، خوب و حرفه ای کار می کند. اما در ایران و در این زمان بندرت یک اثر گرافیکی را می بینید که نگاه خود را به فرهنگ خودمان معطوف کرده باشد و تکه خود را بر ذخائر ، دریافتها و داشته های این پشتوانه و میراث عظیم بگذارد. بیشتر دنبال این هستند که بدل آثار خارجی را تولید کنند و هرچه جلوتر می آییم سایه حضور آن ارزشهای فرهنگی اصیل را کمرنگ تر می بینیم بطوری که حتی نوشته ها هم یکسره لاتین می شود. یعنی آخرین حلقه پیوند هم مفقود شده و هیچ نشانه ای از ارتباط و اتصال با آن سرچشمه ها نمی یابیم و این از نظر فرهنگی یک « فاجعه » است.
ایرانی بودن و هویت ایرانی که همیشه مورد تأکید شما بوده در کار و کارنامه این نسل چه نمود جلوه ای دارد؟ نکته دیگر اینکه سهم مؤلفه های اجتماعی در آن تا چه حدی است؟
•گرافیک بخش فنی یا مکانیکال دارد و یک بخش آن هم خلاقه است. بخش مکانیکال آن در همه جا به صورت و یک شکل است؛ سیستم لیتوگرافی، دستگاه های چاپ و نحوه اجرای کار و انتقال درست آن ایده ها و به یک معنا « مهارت» است که چیزی غیر از مقوله « هنر» است. امروز 90درصد گرافیک تولید شده در دنیا محصول همین اجرای درست و دقیق «فنی» است. شناخت و کاربرد درست کمپوزیسیون ، ترکیب بندی، هارمونی رنگ و ... اما جاهایی هم هست که در همین کار استادانه و ماهرانه و شیوه مطلوب و اجرای و پرداخت، ارزشهای فرهنگی و تألیفی می بینیم. از اینجا به بعد هر تولید گرافیکی افزون بر اینکه رسانه است و کارکرد اطلاع رسانی دارد ارزش هنری هم پیدا می کند که خود ریشه در فرهنگ هنری آن طراح و تصویر ساز دارد و ازجایی هم نمی شود به او القاء یا تحمیل کرد. امروز نمایشگاههای بزرگ جهان تنها آن دسته از آثار عرضه می شود که حامل این ارزش فرهنگی و اصالت نگاه هنرمند است. متأسفانه درکار نسل 5 این نگاه و این نسبت را نمی بینیم و تصور رایج این شده که هرکسی کارش به مدل ها و نمونه های خارجی شبیه تر باشد بهتر است و کافی است این تقلید، بامهارت صورت بگیرد. اینها از اکسیژن این جغرافیا، از این اتمسفر فرهنگی و از این سنت ها و باورها تغذیه نشده اند. من همیشه به شاگردانم یا کسانی که نظرم را در خصوص آثارشان جویا می شوند می گویم: استتیک غربی را حذف کن ، اینجاست که استتیک خاص خودت ، با همان حال و هوا و همان روح و جوهره و جانمایه خودش رو می آید و شکل می گیرد. تنها به شرط صادق بودن، هنر توأم با صداقت است و صدق روحی و عاطفی و ذوقی ان و حال و حضور هنرمند . ببینید همین زیر اندازی که الان زیر پای من و شماست من از بازار پاره فروشهای مشهد خریده ام . جایی که تنها اجناس ارزان قیمت و مناسب حال فقیرترین و محروم ترین اقشار جامعه در آن خرید و فروش می شود با مدرن ترین آثار فرهنگی رقابت می کند و هر کسی که دیده تصور می کند من این را از بازارهای اروپا خریده ام . می بینید که اصالت و صداقت در کار هنرمند، به امتیاز و اعتباری می دهد که با هیچ تقلید و کپی برداری و انبوه سازیهایی که امروز می بینیم حاصل نمی شود.
با توجه به گسترش امکانات و ابزارهای ارتباطی نظیر اینترنت و ... برای این نسل و به تبع آن بمباران تصویری که از آنسوی مرزها می آید تلاش این نسل را برای یادگیری و تکامل تجربه های خود چگونه ارزیابی می کند؟ در وجه کلان ، دانشجو تشنه و شیفته آموختن است اما اشکال به ضعف ها و نقایص سیستم آموزش ناکارآمد ما بر می گردد. تلاش از آن سوهست اما هنوز در مجرا و مسیری که راهبر به یک جریان پوینده و پیشرو و خلاقیت باشد نیفتاده و اگر چه نفس تلاشی مهم است اما نتیجه بیشتر خودش را نشان می دهد و به رخ می کشد.

صفحه ها 1 / 2 /



نطرات خوانندگان:

ارسال نظرات