طراحي نرم افزار و هنر مدرن : پروژه هاي مشابه ده سالي گذشت از تاريخ به وجود آمدن نخستين مؤسساتي كه صرفاً روي رسانه نو كار مي كردند ؛ اما اين رشته همچنان باليد و شكل گرفت . ولي رسانه نو دقيقاً چيست و هنر رسانه نو كدام است ؟در كمال تعجب بايد گفت ، پاسخ به اين پرسش كار آساني نسيت . كتاب نيو مديا ريدر پاسخ به اين پرسش كار آساني نيست . كتاب نيو مديا ريدر پاسخ هاي جالبي براي آن دارد و ، به طور كلي ، اساس آن را بررسي مي كند . به طور خلاصه بايد گفت ، اين كتاب فقط يك راهنا نيست ، بلكه تفسير خلاقانه اي است از رسانه نو : با انتخاب و نقايسه آثار ، رسانه هاي نو را به عنوان گرايش هاي مشابه در هنر مدرن و فناوري رايانه اي پس از جنگ جهاني دوم تعريف مي كند . در آخرين دهه هاي قرن بيستم ، فناوري مدرن رايانه اي و شبكه به ايده توليد آثار ، به صورت همزمان ، جامه عمل پوشانيد و در روند اين عينيت بخشي، فناوري بر هنر پيروز شد . فناوري هاي رسانه نو – برنامه نويسي هاي رايانه اي ، رابط هاي رايانه اي ، رابط هاي رايانه اي ، شبكه (با سيم و بدون سيم ) – نه فقط ايده هاي هنرمندان را به واقعيت در آورند ، بلكه آنها را فراتر از تصور خود هنرمندان بردند . در نتيجه ، اين فن آوري ها ، خود تبديل به بزرگ ترين آثار هنري شدند كه تا به امروز به وجود آمده اند . بزرگ ترين ابرمتن خود وب است ؛ چون غير قابل پيش بيني تر و پيچيده تر از هر رماني است كه به دست نويسنده اي مثل جيمز جويس نوشته شده است . بزرگ ترين اثر تعاملي ، خود رابط تعاملي انساني رايانه اي است : كاربر به راحتي مي تواند هر چيزي را كه روي صفحه رايانه ديده مي شود ، تغيير دهد ؛ و در اين مسير هم وضعيت داخلي رايانه وهم واقعيت بيروني آن دستخوش تغيير مي شود . بزرگ ترين فيلم آوانگارد ، نرم افزارهايي مانند فاينال كات پرو و افتر افكت هستند كه امكان تلفيق هزاران تراك جداگانه را در يك فيلم به وجود آمدن انواع مختلف ارتباط بين اين تراك ها را پديد مي آورند . در نتيجه ، ايده ، آوانگارد فيلم را از يك اثر تصويري آبستره به يك پايان منطقي مي رسانند . اين بدان معناست كه دانشمندان علوم رايانه ، كه اين فناوري ها را ابداع كردند ، جي .سي.ليكليدر ، داگلاس انگلبارت ، ايوان ساترلند ، تد نيلسون ، سيمون پيرت ، تيم برنرز –لي و ديگران ، بزرگ ترين هنرمندان زمان ما و مهم ترين هنرمندان اين دوره تاريخي هستند كه همواره در خاطره ها خواهند ماند . براي اثبات وجود ابن تشابه تاريخي ، كتاب نيو مديا ريدر ، متون مهمي را كه در آن هنرمندان مدرن به بيان ايده هاي خاصي پرداخته اند ، در برابر متوني از دانشمندان علوم رايانه قرار مي دهد كه همان ايده ها را ، با استفاده از نرم افزار ، بيان كرده اند . به همين دليل است كه در كنار داستاني از خورخه لوئيس بورخس (1941) ، مقاله اي از وانوار بوش (1945) ديده مي شود كه هر دو شامل ايده هايي هستند درباره ساختار پرشاخه اي به عنوان ره بهتري براي نظم بخشيدن به اطلاعات و بيان تجربيات انساني . شباهت بين متون هنرمندان و دانشمندان علوم رايانه فقط به خاطر ايده هاي متن ها نيست ، بلكه شكل آن ها را هم در بر مي گيرد . در قرن بيستم ، هنرمندان غالباً ، ايده هاي خود را با نوشتن بيانيه يا آفريدن آثار واقعي بيان مي كر دند ، در صورتي كه دانشمندان علوم رايانه ، هم مقالات فرضي درباره نرم افزار و سخت افزار هاي خاص ارائه مي دهند و هم مقالات مشروحي درباره پيش نمونه يا خود سيستم هاي رايانه اي . اساساً بيانيه هاي ساختاري ، پاسخ هايي هستند به كاركرد درست سيستم هاي طراحي شده به دست دانشمندان . براي اين كه ببينيد آيا مي توان به ايده هاي فرضي جامعه عمل پوشاند ، و همچنين براي معرفي آنها به همكاران ، حمايت كنندگان مالي و مشتريان . بنابراين ، نيو مديا ريدر تا حدود زيادي شامل اين دو ايده است : هم بيان فرضي ايده هاي جديد و ايده پردازي درباره پروژه هايي (يا انواعي از پروژه) كه به دنبال آنها مي آيد و هم نسخه هاي مختلفي از پروژه هاي اجرا شده . مؤسسات فرهنگي مدرن ، كه مسوول اند چه چيزي در حافظه فرهنگي ما باقي بماند و چه چيزي ناديده گرفته شود ، خود همواره از زمان عقب هستند . ممكن است دهه ها و حتا بيشتر طول بكشد تا يك رشته جديد ، كه جريان مهمي در فرهنگ مدرن به وجود مي آورد ، به موزه ها كتاب ها و ديگر مكان هاي فرهنگي راه پيدا كند . در مجموع ، تاريخ فرهنگي رسمي تمايل به هنر فردي دارد (محصولي كه به دست يك هنرمند توليد مي شود ) ، در برابر فرهنگ انبوه صنعتي . براي مثال ، در حالي كه كار طراحان گرافيك و صنعتي ، نمودي فرهنگي دارد ، بجز برخي از مشهورترين چهره ها مانند بروس ماو و فيليپ استارك ، بقيه هنرمندان يا نويسندگان ، نام شان شناخته شده نيست . برخي از رشته هاي مهم معاصر ، كه هنوز حق شان ادا نشده است ، عبارتند از: ويدئو موزيك ها ، فيلم سازي ، طراحي صنعتي و طراحي . اما هيچ زمينه فرهنگي مانند علوم رايانه و بخصوص شاخه تعامل انسان – رايانه يا HCI(كه طراحي رابط انسان – رايانه ناميده مي شود) ، ناشناخته نمانده است . حال زمان آن رسيده است تا كساني كه ايده هاي اساسي تعامل انسان – رايانه را پرداخته اند ، به عنوان مهم ترين هنرمندان مدرن به رسميت شناخته شوند . آنان نه فقط راه هاي جديدي را براي ارائه اطلاعات ابداع كرده اند(همه اطلاعاتي كه با فرهنگ سروكار دارند . براي مثال ، تجربه انسان در جهان و بيان نمادين آنها )، بلكه تعامل ما با همه فرهنگ هاي قديمي از نو دوباره تعريف نموده اند . به محض اين كه پنجره جستجو گر وب ، پرده سينما ، فضاي موزه ، پخش كننده موزيك ، كتاب و كتابخانه را در اختيار كاربر قرار مي دهدئ ، موقعيت جديدي ارائه مي شود : همه فرهنگ ، گذشته و حال با رابط انساني –رايانه اي ، با استفاده از انواع محصولات فرهنگي قديمي ، خود را در شكلي جديد مطرح كرده است . نيو مديا ريدر ، شامل مقاله هاي مهمي از مشهورترين طراحان نرم افزار و رابط كاربر در تاريخ علوم رايانه از انگلبارت تا برنرز – لي است . بنابراين – به نظر من – اين كتاب نه فقط مجموعه اي در زمينه هنر رسانه نو است ، بلكه در بر دارنده اولين نمونه هاي مهم در تاريخ فرهنگ مدرن است ؛ تصويري براي آينده ، وقتي مردم بيشتري خواهند فهميد كه نوآوران واقعي فرهنگ در آخرين دهه هاي سده بيستم ، طراحان رابط ها ، گيم هاي رايانه اي ، كار گردانان ويدئو موزيك ها و دي جي ها بودند ، به جاي نقاشان ، فيلم سازان و نويسندگان داستان كه زمينه فعاليت شان در طول اين زمان ، ثابت و دست نخورده باقي ماند . رسانه نو چيست ؟(هشت نظريه) در اينجا مي خواهم به بررسي مفاهيم و معاني ديگري در زمينه رسانه نو و تاريخ آن بپردازيم (شامل نظريابي از نويسنده در جاهاي ديگر) . بي ترديد به اين هشت پاسخ تعداد بيشتري مي تواند اضافه شود . 1-رسانه نو در برابر فرهنگ سايبر براي شروع ابتدا بايد به بيان تفاوت بين رسانه نو و فرهنگ سايبر بپردازيم . به عقيده من ، آنها دو رشته مختلف تحقيقاتي هستند . من ، آنها دو رشته مختلف تحقيقاتي هستند . من فرهنگ سايبر را تحقيقي در زمينه پديده هاي اجتماعي مختلف مي دانم كه به اينترنت و ديگر اشكال ارتباط شبكه اي مربوط است . برخي موضوعاتي كه به فرهنگ سايبر مربوط اند ، عبارتند از : ارتباطات آن لاين ، گيم هاي آن لاين چند كاربره ، موضوعات مربوط به هويت آن لاين ، جامعه شناسي و قوم نگاري ، استفاده از ايميل ، استفاده از تلفن همراه در جوامع مختلف ، بررسي جنسيت و قوميت در استفاده از اينترنت و مسائلي از اين دست . توجه داشته باشيد كه تأكيد بر پديده هاي اجتماعي است :فرهنگ سايبر مستقيماً با موضوعات فرهنگي جديدي كه فناوري ارتباطات شبكه اي آنها را ممكن مي سازد ، سروكار ندارد .تحقيقات مربوط به اين موضوعات در حيطه وظيفه رسانه نو است . همچنين ، رسانه نو با موضوعات فرهنگي و الگوهاي مربوط به انواع ارتباطات رايانه اي و نه فقط شبكه اي سروكار دارد . به طور مختصر مي توان گفت كه فرهنگ سايبر روي موضوعات اجتماعي و شبكه متمركز است ، در حالي كه رسانه نو ، مسائل فرهنگي و استفاده رايانه را مد نظر دارد . 2-رسانه نو به عنوان فناوري رايانه اي براي پخش(محصولات فرهنگي) محصولات جديد فرهنگي چه چيزهايي هستند ؟ در اغلب حوزه هاي توليد فرهنگي (از انتشارات و تبليغات گرفته تا فيلم سازي و معماري) از رايانه استفاده مي شود . در كتابم ، زبان رسانه نو، بحث درباره رسانه نو را با استفاده از تعريفي كه از آن در نشريات عمومي مي شود ، آغاز كردم : رسانه هاي نو ، محصولاتي فرهنگي هستند كه فناوري رايانه اي ديجيتالي را براي پخش و نمايش به كار مي گيرند . بنابراين ، اينترنت ، وب سايت ها ، مالتي مدياهاي رايانه اي ، گيم هاي رايانه اي ، سي دي و دي وي دي ها ، واقعيت مجازي و جلوه هاي ويژه رايانه اي ، همه جزء رسانه نو محسوب مي شوند . بقيه محصولات فرهنگي ، كه از رايانه براي توليد و انباشت و نه براي پخش و نمايش نهايي استفاده مي كنند ، مانند برنامه هاي تلويزيوني ، فيلم هاي داستاني ، مجلات ، كتاب ها و ديگر رسانه هاي انتشاراتي ، جزء رسانه نو به شمار مي روند . مشكل اين تعريف از سه جهت است : يكم ؛ هر از چند سالي بايد عوض شود تا بخش ديگري از فرهنگ براي پخش به فناوري رايانه اي نياز پيدا كند (براي نمونه تغيير از تلويزيون هاي آنالوگ به ديجيتال ، تغيير نحوه نمايش فيلم در سالن هاي سينما از فيلم به ديجيتال ، كتاب هاي اينترنتي و غيره ) . دوم ؛ هنوز ترديد داريم كه اغلب اشكال فرهنگي به پخش رايانه اي نياز پيدا خواهند كرد ، به همين دليل ، رسانه نو هنوز نمي تواند به همه محصولات فرهنگي اطلاق شود . سوم ؛ اين تعريف ، چيزي درباره تأثيرات احتمالي پخش رايانه اي بر زيبايي شناسي محصول پخش شده نمي گويد . به عبارت ديگر ، آيا وب سايت ها ، مالتي مدياهاي رايانه اي ، سي دي ها و واقعيت مجازي ، همه چيزهاي مشتركي دارند ، چون همه آنها از طريق يك رايانه براي كاربر فرستاده مي شوند؟