شناخت هرملت وقومي از لحاظ فرهنگي،جغرافيايي،تاريخي وديگر جنبه ها ارزشمند ودر ايجاد ارتباط ودرك متقابل بهتر،بسيارمؤثر است ويكي از بهترين راه ها براي شناسايي ويژگي هاي هرملتي شناخت موسيقي يعني زبان آن ملت است.
اغلب فرهنگ ها علاوه بر موسيقي كلاسيك(سنتي)،داراي موسيقي ديگري نيز هستند كه در نقاط مختلف قلمرو جغرافيايي با نام«موسيقي محلي»رايج است.ايران نيز باتوجه به گستردگي وتنوع اقوام،زبان ها ولهجه ها ازاين امر مستثني نيست.بررسي موسيقي مناطق مختلف ايران وشناسايي آنها،جداي از شناخت آنها،مي تواند راهي براي يافتن حلقه هاي گمشدۀ تاريخ موسيقي اين سرزمين نيز باشد.
امروزه در ايران اصطلاح«موسيقي مقامي»يا«محلي»را دركنار موسيقي«رديف» يا «دستگاهي» (شهري)به كار مي برند.باتوجه به سير تحول سازها ومقام ها در طول تاريخ موسيقي ايران،مي بينيم كه با به كناررفتن برخي از سازهاي رايج در موسيقي قديم ايران(مانند چنگ)وسپردن بعضي از آنها به فرهنگ هاي ديگر(مانندعود)وتغيير وياتكميل برخي ديگر،در كنار ازرسميت افتادن برخي در واگذاري مقام ها به ترك وعرب(عودوقانون)،بيشتر مقام ها به همان صورت قبلي خود در قالب رديف ودستگاه وآواز،همزمان با انقلاب مشروطه ايران(قرن19ميلادي)در شهرهاي بزرگ(مراكزاصلي قدرت)وبيشتر براساس اسناد شفاهي عينيت يافتند.به عبارتي«رديف»مجموعه اي از مقام هاي گذشته و«دستگاه»شامل چندمقام از آن است،به طوري كه برخي از اساتيد موسيقي ايران معتقدند ريشۀ بسياري از رديف هاي سنتي در نغمات محلي قابل جست وجوست،واز آنجا كه حلقه هاي مفقوده در تاريخ موسيقي ايران زياد است،بررسي موسيقي نواحي مختلف ايران به ويژه مقام ها وآوازها مي تواند راهي براي يافتن ارتباط گذشته وحال موسيقي ايران باشد.مفهومي كه امروز از مقام در مقابل رديف،به ذهن متبادر مي شود،حاكي از رواج نوعي از موسيقي در ايران قديم بوده كه درگذر مقام به دستگاه،دچار تغييرات متعددي شده است ودور از مراكز رسمي جدا از يكديگر به صورت طبقه بندي شده به شكل مقام در موسيقي نواحي ايران باقي مانده است.برخي از اين مقام ها را مي توان در موسيقي كردها يافت.كردها به دليل گستردگي وپراكندگي جمعيت به ويژه موقعيت جغرافيايي وارتباط تنگاتنگ موسيقي با زندگي روزمره شان اكنون ميراث دار فرهنگ موسيقي گسترده اي باغناي قابل توجه هستند.
درميان اين مقام ها برخي صرفاً آوازي هستند.ازجمله:1.بيت(Byte)2.لاوك(Lawek)3.حيران(Hayran)4.قطار(Qatar)5.هوره يا گوراني(Hura or Gurani)كه اين مقاله به مورد پنجم مي پردازد.آواز هوره يا گوراني بيشتر در استان كرمانشاه در غرب ايران ودرميان ايلات گوران،سنجابي وكلهر وبه ميزان كمتري در استان هاي ايلام ولرستان رواج دارد.
هوره احتمالاً يكي از قديمي ترين وباستاني ترين آوازهاي ايراني است كه تا به امروز دست نخورده باقي مانده است،ولي جزو رديف هاي شناخته شدۀامروزي نيست وبه احتمال زياد از گوشه هاي گمشده وفراموش شده است ونيز ابتدايي ترين موسيقي ايراني وآوازي ست باوزن آزاد،بدون وزن وبدون ساز وبسيار ابتدايي وطبيعي داراي موتيف بسياركوتاه وثابت با فرازوفرود مشخص كه فواصل آن هنوز بكر مانده اند وشبيه به هق هق گريه واصوات موجود در طبيعت است.
در اجراي هوره،حنجره نقش ساز را ايفا مي كند،بدين صورت كه در هنگام بيان اصوات،بويژه مصوت ها،با انقباض ماهيچه هاي اطراف حنجره،تحرير موردنظر اجرا مي گردد وكلام وملودي در هم ادغام مي شوند.
زنان ومردان كرد اين آواز را بيشتر در جوامع روستايي به هنگام كارهاي روزمره،كشاورزي،چوپاني،دوشيدن احشام،مشك زني،خواباندن نوزاد ويا در خلوت وتنهايي،براي التيام آلام زمزمه مي كنند واين زمزمه يكي از ويژگي هاي فرهنگي مردم گوران است كه معرفي آنها مناسب مي نمايد.گوران منطقه اي است كوهستاني در غرب استان وشهركرمانشاه در رشته كوه دالاهو كه از شرق به منطقه زنگنه وسنجابي،از شمال به اورامان وايل جاف،از جنوب به ايل كلهر واز غرب به دشت زهاب ومرزايران وعراق محدود مي شود.
بيشتر مردم گوران روستانشين وبه كار كشاورزي مشغول هستند وتعداد كمي هم چادرنشين وگله دارند.اكثريت پيرو آيين ياري(ويا اهل حق)واقليتي اهل سنت مي باشند.
ازنظر زباني،به جز دوروستاي«زرده(Zarde)»در غرب و«گوره جو(Gawra ju)»در شرق گوران كه به گويش گوراني صحبت مي كنند،بيشتر ساكنين به گويش كردي كلهري وجافي تكلم مي كنند كه هرسه گويش از زبان هاي ايراني جديد شاخۀ شمال غربي مي باشند.در گوران،هوره را گوراني(gurani)اجراي آن را گوراني چرين (gurani cerin)و خوانندۀ آن را گوراني چر(guranicer )مي نامند وگوراني چر معمولاً مرديازني است كه در اجراي گوراني تبحر دارد.
امروزه واژه گوراني نه به مفهوم گوراني(هوره)در گوران،بلكه در ميان كردزبانان اصطلاحي عمومي است براي كليۀ اشعاري كه باآهنگ وبه شكل تصنيف يا آواز موزون خوانده مي شوند.گوراني چرين در برخي از گويش هاي كردهاي جنوب وگوراني گوتن(gurani gotten) يا گوراني خويندن(enden×gurani)در گويش هاي كردهاي شمال همه به معني تصنيف خواندن است.
همان طور كه در زبان هاي ايران باستان وگويش هاي محلي واشعار عاميانه زبان فارسي،اشعار ده هجايي وجود داشته اند،در گويش هاي كردي نيز كه از آنها نسبت به ساير گويش هاي ايران آثار بيشتري وجود دارد،اشعار ده هجايي بخش قابل توجهي از ادبيات آن را تشكيل مي دهند.عمده كتاب هاي داستاني وحماسي ايراني وبسياري از داستان هاي عشقي كه به گويش اورامي سروده يا ترجمه شده اند،همه ده هجايي هستند.
اشعار گوراني نيز مانند نمونه هاي بالا همگي ده هجايي هستند وموضوع آنها حماسه هاي كهن،دلاوري ها،عشق ودلدادگي،بيان غم ها وشادي ها،دوري ها،وصف طبيعت وگاه رويدادهاي روزمره مي باشد كه توسط گوراني چر يا هورچر(hura cer)اجرا مي شود.گاهي اشعار گوراني به صورت بداهه توسط گوراني چر با توجه به موقعيت ومكان،سروده واجرا مي شوند والبته در پاره اي مورد نيز باتوجه به مقام گوراني از اشعار ديني استفاده مي شود.
از جمله خصوصيات بارز گوراني چرهاي معروف،قدرت بداهه سرايي است.درهنگام اجراي گوراني گاه بين دومصراع يك بيت ويابعد از پايان آن باتوجه به جايگاه ونوع شعر،ازنظر مضمون وكوتاه وبلندي آن،واژه هايي مانند:Kura(اي پسر)،Bera(اي برادر)،caw mas(اي چشم مست)وbawkemi(پدرمي)به طور مكرر به كار مي روند.اين واژه ها گاه در هنگام بداهه خواني براي برابربودن هجاها در بين مصراع ها نيز كاربرد دارند ودربيشتر موارد هركدام(مانندتخلص)مختص به يكي از گوراني چرهاي معروف است وشنونده با شنيدن آنها خواننده را مي شناسدوحتي اگر توسط شخص ديگري تقليد شده باشد.از اساتيد معروف آوازدر حوزۀگوران مي توان «عبدالعزيز»را نام برد.
گونه اي از اجراي گوراني را نوبه چر(nawba cer)(به نوبت خواندن)مي گويند كه به صورت چندنفره واغلب موارد دونفره وتوسط كساني كه توانايي بالايي در بداهه خواني ونفس دارند وبه نوبت،گاه به شكل مناظره،اجرا مي شود بدين ترتيب كه،نفراول بعد از خواندن چندبيت به مرحله فرود مي رسد،نفردوم با آوايي كشيده وممتد،قبل از پايان اجراي نفراول،شروع به خواندن مي كند ومعمولاً موضوع شعر نفراول را پي مي گيرد.بعداز فرود نفر ديگر،كساني كه در اطراف هستند با گفتن:دم وش(dam was)يا «دمت وش بو((damet was bu»به گويش گوراني ودم خوش(dam × as)و خوش باي(خوش باشي)يا«دنگت له دنيا بي/بو(danget la denya)»(صدايت در جهان همچنان باشد)به گويش هاي كردي كلهري وجافي وگويش گوراني تشويق وبه تحسين از آنها مي پردازند.
بخش مهم وقابل توجهي از مقام هاي تنبور(ساز مقدس وآييني مردم گوران وپارسان)،مقامات«مجلسي»از آوازهاي كهن ودرواقع همان آوازهاي گوراني(هوره)هستند كه به موسيقي تنبور راه يافته اندو به قرار زيرند:
1.ترز رستم2.سر ترز3.ساروخاني4.غريبي5.سحري6.باريه7.هجراني8.مجنوني9.دوواله 10.قتار11.گله ودره12.گل وخاك13.الون14.پاوه موري.
لازم به ذكر است كه به دليل قداست ساز تنبور وبه تبع آن اين مقام ها واشعار آنها قداست مي يابند،به طوري كه ديگر گويشوران گوران به هنگام اجراي اين مقام ها چه با ساز تنبور وچه به صورت گوراني(هوره)از اشعار گوراني استفاده مي كنند.
بدين ترتيب به نظر مي رسد كه پيوند گوراني(هوره)،تنبور وگويش گوراني(زبان ديني)،باعث بقا و زنده ماندن بخشي از گويش گوراني(ادبيات گوراني)درميان ديگر گويشوران شده است.از اساتيد تنبورنواز گوران مي توان هنرمنداني چون«طاهر يارويسي»،«سيدفريدون حسيني»،«علي اكبر مرادي»و«شاپور كمالي»را نام برد.
همان طور كه اشاره شد يكي از روشهاي اجراي گوراني(هوره)«نوبه چر»است،اين روش اجرا نيز به ساز تنبور راه يافته وتادهه هاي اخير اجرا مي شده است.بدين صورت كه،نوازندۀتنبور مقام مي نواخته وشخص ديگر كه دربيان اشعار مقام تبحر داشته،آنرا ادا مي كردهكه طبعاًمانند اجراهاي ساز وآوازهاي موسيقي ايران هماهنگي وتمرين بسياري مي طلبيده است.
از اساتيد اين روش اجرا در گوران«سيدولي حسيني»و«بدرخان حيدري»معروف به«لالوبيه رخان»(دايي بدرخان)ازاهالي روستاي«گهواره»ونيز«سيدعلي كفاشيان»از اهالي شهرستان«كرند»بوده اند،ولي امروزه نوازنده هاي تنبور هم مي نوازند وهم مي خوانند.علاوه بر موارد ذكر شده«مور(Mur)»كه يكي از مقام هاي گوراني(هوره)است،امروز توسط زنان در مراسم سوگواري ووفات خوانده مي شود(اجرا مي گردد).تا حدود يك قرن پيش مردان نيز به اجراي آن مي پرداخته اند،ولي امروزه زنان اين مسئوليت را به عهده دارند.به زني كه مور را اجرا مي كند،«سرمورآور(sar mur awar)مي گويند.اشعار مور دروصف شخص وفات يافته است،به نقاط برجستۀزندگي وشيوۀ درگذشتن او اشاره دارد وازبستگان درگذشتۀ وي ويا افراد سرشناس خانواده اش نام مي برد،طبعاً براي جوانان درگذشته با سوزوگداز بيشتري همراه است.
اين مقام در موسيقي تنبور به نام«پاوه موري»يا«سرمور»مي باشد.دربين قوم«لك(lak)»ساكن در شمال وشمال غرب استان لرستان با تفاوت هايي،گوراني(هوره)را «مور» همچنين لك هاي ساكن در جنوب شرق استان كرمانشاه علاوه بر«مور» «دنگ(dang)»نيز مي گويند.در اورامان دراويش«قادريه»گوراني(هوره)را در حالت جذبه وگريه مي خوانند وبه آن رنگي عرفاني مي بخشند كه به «سوز(soz)»معروف است.در گوران سوز را«كزه(keza)»نيز مي گويند كه يكي از مقام هاي گوراني(هوره)است واز سختي ومشقات حكايت مي كنند وبياني حزن آلود دارد.
در پايان لازم مي دانم از راهنمايي ها وكمك هاي آقايان سيد فريدون حسيني از بزرگان واساتيد تنبور گوران ونيز يار محمد اكبري از اهالي گوران تشكر وسپاسگزاري كنم.
پانوشت ها:--------------------------------------------------
1.پاوه موري را«سرمور» نيز مي گويند 2.اين گردش وظيفه،خود بررسي وپژوهشي جداگانه مي طلبد 3.منطقه اي كوهستاني واقع در شمال گوران