ظهور ناگهاني اسلام به عنوان يك مذهب وتمدن بزرگ درجهان،از حيرت انگيزترين رويدادهاي تاريخ بشر است.در سال610ميلادي،حضرت محمد(ص)كه بازرگاني اهل مكه بود،شروع به افشاي رسالت خود ودعوت مردم به اسلام واطاعت از خداوند كرد.پس از اديان يهود ومسيحيت،اسلام مردم را دعوت به توحيد وخداپرستي مي نمود ودر زمان رحلت رسول اكرم(ص) در سال632 ميلادي تمامي قبايل عرب در شبه جزيره عربستان،به دين اسلام گرويده بودند.لشگرهايي از مسلمانان نيز به سرزمينهايي در شمال ،غرب وشرق حمله كردند تا دين خود را گسترش دهند ودرطي تنها ده سال، كشورهاي ثروتمند سوريه،مصر وايران را به تصرف خود درآوردند.براي نظارت براين سرزمين هاي جديد وپهناور،درسال660 ميلاديپايتخت از مكه به دمشق در سوريه تغيير يافت وسپس درسال750 به بغداد منتقل شد.دراين زمان سپاهيان اسلام به عمق آسياي مركزي نفوذ كرده واز شمال آفريقا به اسپانيا وفرانسه حمله كردند ونهايتاً در سال732 توسط شارل مارتل درجنوب فرانسه متوقف شدند.تغيير سرعت فتوحات مسلمانان وتبديل آن به يك امپراطوري متحد نيز پديده اي شگفت آور است.مدت كوتاهي پس از فروپاشي سياسي،امپراطورس بزرگ اسلام، به چندقسمت تقسيم شد،ولي وحدت فكري،فرهنگي و اقتصادي مسلمانان تحت حمايت وحدت عقيدتي ايشان ادامه يافت وجنبه هاي مشخصي از تمدن اسلامي ،در توليدات هنري وصنعتي آنان تأثير گذاشت.
تجارت وشهرها: رشد شهرهاي بزرگ تا حدود زيادي نشانگر رشد دنياي جديد اسلام بود.شهرهاي جديد وبزرگي جون بغداد وقاهره در اوايل دوران اسلامي بنا نهاده شدند وشهرهاي قديمي مانند دمشق دراين هنگام،توسعه بيشتري يافتند.جمعيت ده ها وصدها هزار نفري اين شهرها،درآن زمان درشهرهاي اروپايي ديده نمي شد وبراي اروپاييان وجود چنين جمعيتي در شهرها غيرقابل تصور بود.جمعيت زياد موجب افزايش ثروت وسرمايه گذاري در توليد وتجارت شد. رفت وآمد آسان درميان جهان يكپارچۀ اسلام نيز سبب تسهيل تجارت وافزايش قدرت اقتصادي مسلمانان گرديد.خواربار وموادخوراكي درشهرهاي بزرگ به وفور توليد مي شد.ولي بازارها مملو از موادي بودند كه از سراسر كشورهاي اسلامي به آن وارد مي شد،از جمله ادويه جات،عطرها ،منسوجات،مواد فلزي ،سراميكي وشيشه اي كه در صدها كيلومتر دورتر ساخته شده وبه بازارها راه مي يافتند تا بازارهاي تجملاتي شهرهارا پر كنند.ثروتي كه از راه اين تجارت هاي پرسود حاصل مي شد،تنها دردست طبقۀ حاكم متمركز نمي گرديد،بلكه به دست بازرگانان وطبقات برتر نيز مي رسيد.آسان بودن سفر به شهرهاي ديگر موجب شد تاصنعتگران وهنرمندان نيز با خانواده هاي خود،مسافت هاي طولاني را به اميد يافتن بازارهاي پرسود وزندگي مرفه تر بپيمايند. استفاده از شيشه درجهان اسلام: تاريخچه شيشه در جهان اسلام به سه دوره تقسيم مي شود:اولين دوره تا قرن يازدهم ميلادي ادامه مي يابد.در دوره دوم از قرن دوازدهم تا پانزدهم ميلادي و دوره سوم تا به امروز ادامه دارد.در دوره اول شيشه تاحدود زيادي كالاي مصرفي به شمار مي رفت كه در رقابت با اجناس ديگري خصوصاً نقره،برنز وسراميك بود،كه غالباً براي تأمين وسايل تجملي يك زندگي مرفه مورد استفاده قرار مي گرفت.بيشتر شيشه هاي كاربردي كه براي نگه داري و حمل ونقل مواد ديگر به كار مي رفتند،ازبين رفته اند.زيرا هم صاحبانشان به خوبي آنها را حفظ نكردندوهم جويندگان آثار باستاني در حفاري هاي خود متوجه آنان نشده اند وآن تعدادي را كه يافته اندبه موزه هاي غرب منتقل نمودند. نمونه هاي معمولي شيشه كه در دوره هاي اوليه ساخته شده اند،شامل شيشه هايي است كه براي مصارف علمي وپزشكي به كار مي رفتند،مانند ظروف تقطير،فنجان هاي شيشه اي براي خون گيري از بيماران وظروف مخصوص اندازه گيري دقيق و وزن كردن مايعات واجسام ديگر،شيشه هاي مخصوص عطريات ولوازم آرايشي جزئ گروه ديگري هستند كه شامل گلاب پاش،قمقمه،ظروف مخصوص روغن،خمير ومرهم هستند.ظروف پذيرايي،بزرگترين ظروف شيشه اي هستند كه عبارتند از بشقاب،كاسه،بطري جام و پياله براي صرف غذا وآشاميدني ها. صنعت ساخت شيشه براي پنجره ها به صورتي كوچك و پراكنده وجود داشت.در خانه هاي قديمي آسياي شرقي،شيشه وجود نداشت وتنها ندرتاً در مساجد ومكان هاي عمومي ديده مي شد.صنعت شيشه سازي پيش از آن در كشورهايي كه بعدها قسمت مركزي امپراطوري اسلام را تشكيل دادند وجود داشت.مصر وسوريه قرن ها توليدكنندگان اصلي شيشه به شمار مي رفتند ودرايران پيش از اسلام نيز،شيشه هاي بريده شده وظريف به نحو استادانه ساخته مي شد. صنعت شيشه سازي ادامه يافته وگسترش پيدا كرد و روش هاي جديد شيشه سازي نيز به تدريج رواج يافتند.به عنوان مثال،استفاده ازpontil(ميله مخصوص شيشه گري) براي نگه داشتن يك شيء شيشه اي كم كم تغيير يافت.باوجود اين انقلابي در صنعت شيشه گري به وقوع نپيوست. گسترش شيوه ها: دراين ميام،موضوع حيرت انگيز،ظهورشكلها وطرح هاي تزئيني مشابه درمكان هايي مانند شمال آفريقا تا شرق ايران است كه صدها كيلومتر دورتر از اين مراكز قرار داشتند.علت اين امر،حلقه هاي ارتباطي تجاري است كه توسط بازرگانان كشورهاي اسلامي اداره مي شد واين افراد،دورافتاده ترين نقاط امپراطوري اسلامي را به يكديگر مرتبط مي ساختند.در شهرهاي بزرگ خاورميانه،محصولات تمامي امپراطوري اسلامي در معرض فروش قرار مي گرفت واين يكي از راه هاي انتقال وگسترش شيوه هاي توليد محصولات به شمار مي رفت.يكي از راههاي ديگر،حركت خود صنعتگران بود كه گاهي به علت بي نظمي هاي اجتماعي يا جنگ به مناطق توسعه يافته تر مهاجرت مي نمودند.به همين دلايل،گاهي نمي توان با اطمينان خاطر اظهار نمود كه يك شيوه خاص براي اولين بار در كدام مناطق رونق يافته ويا يك شيء خاص دركجا ساخته شده است. بازرگانان با مناطق بسيار دوردست نيز تبادل كالا انجام مي دادند وشيشه به اروپا،چين وژاپن نيز راه يافت.شيشه گران اسلامي با محصولات فريبنده وخيال انگيز خود،توجه تمامي دنيارا به سوي خود جلب نمودند تا آن كه درقرن پانزدهم،كارگاه هاي شيشه گري ونيز،اين صنعت ظريف را گسترش دادند. روشها: ما شاهد رشد وتوسعه شيوه هاي تزئيني در اولين قرن دوران اسلامي هستيم.ساده ترين ظروف با دميدن در شيشه داغ شكل گرفته وسپس لبه هاي ظرف پيچانيده شده و شيارهايي به دور آن زده مي شد.از قالب براي شكل هاي پيچيده تر ويا تكرار يك طرح به صورت نقش برجسته استفاده مي شد كه دراين موارد،هنراصلي ازآن فردي بود كه قالب را مي ساخت ونه شيشه گر.تزئين ظروف با قالب فشاري وانبر(گيره)راهي بود كه شكل دادن سطح شيشه با دست را كمي آسان تر سازد وتراشيدن شيشه با نوك الماس وسائيدن آن با چرخ،جلوه هاي خطي رل بر روي شيشه بوجود مي آورد،ولي برش با چرخ،زيباترين روشي است كه با آن مي توان جلوه هاي بسياري را،از طرح هاي خطي ساده گرفته تا طرح هاي نقش برجسته عميق واز برش هاي مورب با نقوش برجسته متصل وبه هم پيوسته را باآن به وجود آورد. شيوه هاي ساخت يا تزئين ظروف هرچه كه باشد،كپي كردن شكل ها وطرح ها از مواد ديگر،بسيار به چشم مي خورد.به كاربردن طرح ها والگوهاي برگرفته از ظروف نقره وبرنز ،در ظروف اوليه شيشه اي بسيار متداول بوده اند.درحالي كه حكاكي بر روي سنگ هايي مانند عقيق و كريستال باعث الهام بخشي در برش با چرخ بوده است. نقاشي با رنگ هاي لوستر(كه نوعي رنگ درخشان نقره اي است)يكي از نوآوري هاي دوران اسلامي است كه ممكن است شكل پيشرفته اي از نقاشي با لعاب ومينا بر روي شيشه باشد كه درميان رومي ها رواج داشته است.رنگ هاي درخشان ومتاليك لوستر باعث تغيير شكل ظروف معمولي به اشيايي تجملاتي گرديد. تزئين با ميناكاري: به نظر مي رسد صنعت شيشه گري در ايران از قرن دوازدهم به بعد،روبه زوال نهاد.از سوي ديگر در سوريه ومصر،شاهد تحول ودگرگوني در اين صنعت هستيم.در دوره هاي اوليه ،ساختن سطح شيشه بادست بيشتر مورد توجه شيشه گران بود،درحالي كه دراين زمان،توجه آنان بيشتر معطوف به تزئينات نقاشي مي گرديد.شيشه هايي كه برروي آن با لوستر نقاشي مي شد،كم كم به تزئينات زراندود وسپس تزئينات ميناكاري گسترش يافتند.رنگدانه هاي ميناكاري از طريق سائيدن شيشه هاي رنگي درخشان ياموادمعدني در روغن بدست مي آمدند.سپس اين مخلوط برروي ظرف شيشه اي نقاشي مي شد.آنگاه ظروف شيشه اي نقاشي شده،مجدداً درون كوره حرارت مي ديد تا رنگ ها به سطح شيشه محكم بچسبند.رنگ هاي ميناي قرمز،آبي،سياه،سبز،سفيدوزرد،گاهي با طلايي مخلوط شده وشيشه گران با آنها آثار برجسته اي مي ساختند.ظروف شيشه اي اسليمي،معمولاً درون قاب يا حاشيه اي جاي مي گرفتند وبر روي آن نيز كتيبه اي نوشته مي شد،كه گاهي نام سلطان يا درباريان درآن به چشم مي خورد.جام ها وبطري هايي نيز يافت شده اندكه بر روي آن تمثال ها وتصاويري نقاشي شده اند.اين اشياء بسيار گران قيمت هستند ودركشورهاي خارج از سرزمين هاي اسلامي نيز مانند چين وكشورهاي اروپايي نيز بدست آمده اند.جامي افسانه اي به نام ماجراي ادنهال«Eden hallK»در اواسط قرن سيزدهم كه درسوريه ساخته شده بود،به اروپا راه يافت ،همچون گنجينه باارزشي كه متعلق به يك شواليه بوده ومي بايست پس از جنگ هاي صليبي به سرزمين اصلي خود باز گردد،در پوششي چرمين محافظت مي شده است.اين اثر سال ها به خانوادهMusgrave تعلق داشته است كه از اهالي ادنهال درشمال انگلستان بوده اند. چراغ هايي كه براي مساجد واماكن مقدس در سوريه ومصر ساخته شده اند ،دسته مهم ديگري از شيشه ها را تشكيل مي دهند.در موزه اسلامي قاهره،مجموعه كاملي از چراغ هاي متعلق به قرن سيزدهم تا پانزدهم ميلادي وجود دارد.آخرين چراغ اين مجموعه،طرحي قديمي دارد،ولي به طور مشخص در ونيز ساخته شده است.در قرن پانزدهم ميلادي،صنعت شيشه گري اسلامي روبه افول نهاده ومحصولات تجملي از ونيز به كشورهاي اسلامي وارد مي شد كه البته اشياء شيشه اي درميان اين محصولات كمتر به چشم مي خورند علت زوال صنعت شيشه گري اسلامي هيچگاه به طور صحيح توضيح داده نشده است.برخي علت آن را نابودي شهرهاي سوريه توسط تيمور در اوايل قرن پانزدهم مي دانند وبرخي ديگر كاهش قيمت اشياي شيشه اي ونيزي در بازارهاي محلي واستقبال از آن ها را سبب اين امر مي شمارند.آن چه مسلم است،اين صنعت ظريف در قرن هاي بعدي در تمامي جهان اسلام روبه زوال نهاده وازبين رفت. تزئينات ساده درلبه فنجان سمت چپ كخ متعلق به قرن نهم ميلادي در مصر است،بوسيله انبر(pincer)بوجود آمده است. شيشه ميناكاري شده چنان جلوه اي از رنگ وزيبايي را به نمايش مي گذارد كه مشابه آن را نمي توان در ظروف سفالي وحتي نقره اي وطلا يافت وشبيه به اين درقرن چهاردهم ميلادي در سوريه يا مصر ديده شده.
