بادقت دراين معني كه سفال سرتاسر تاريخ ايران را بانقوش خود به عنوان يكي از پاياترين وسيال ترين هنرها منقش ساخته،انديشه ي بررسي ابعادفرهنگي وچرايي حضورنقش پرنده درذهن نگارنده شكل گرفت.انسان همان قدر كه درحال زندگي مي كند وبه آينده مي انديشد،درگذشته ريشه دارد،شناخت ريشه براي بهترتغذيه شدن حال وآينده پيش از هرچيز قرار مي گيرد.هنر سرشار از نماد وكنايه است.درخلق آثارهنري باستان، مهارت فني به همراه اعتقادات ژرف بسيار مؤثر است...باتكيه براين باور كه هيچ هنري پديد نيامده،مگراينكه پشتوانه اي اعتقادي،به آن سمت وسو دهد وباتوجه به اينكه ايرانيان سعي دربازسازي آن چه چشم مي بيند،نداشته اند،بلكه جلوه ي فراطبيعي هنر مدنظرشان بوده،برآن شدم تا براي رسيدن به مفاهيم ناب هنري وريشه هاي اعتقادي ونمادين نزد هنرمندان ايراني نقش پرنده را در سفالينه هاي دوران اسلامي موزه ملي بررسي كنم تاپاسخي باشد براين كه چرا پرنده حضور فراواني در تزئينات ظروف دورا ن گذشته داشته است؟
ادامه مطالب: