هنرهای تجسمی معماري هنرهای سنتی هنرهای نمايشی موسيقی مباحث نظری
 چهارشنبه، هفدهم شهريور 1389 
  جستجو : []  
  فلز
  چاپ
  نگارگری و کتاب آرايی
  شيشه
  خوشنويسی
  نساجی
  چوب
  سفال و سراميک
  طراحی و بافت فرش و گليم
  معرفی
  تاريخچه و نقد

  مرکز رویداد معماری ایران

معرفی کتاب
مجموعه مقالات نگارگري مكتب اصفهان
مجموعه مقالات نگارگري مكتب اصفهان

سالواتوره جوليانو

مردم شناسي ديني هنر و پرسش هاي هنرمندان

سينماي اشراقي

تصاوير ديوار نوشته هاي انقلاب


جدیدترین مقالات
صداي اصيل طراحي،نويسنده : كالين مالوي ،مترجم : ثنا ولد خاني

عصر انتزاع {گفت وگوي جان گاردن كاستر وبا فران استلا}،ترجمه:فرشاد رحيمي زند

سهراب سپهري در نگاه داريوش اسدي كيارس

روزمرگي هاي خانواده يك هنرمند ،زيبا مغربي

آرزويي براي تغيير جهان،به بهانه تعلق جايزهTED به جيمز نچوي،زيبا مغربي

اورلي ويتو ،شهاب تندر

پيتر بليزارد،ستايش زمين از طريق مجسمه،نويسنده:كن اسكارلت،ترجمه:سهيلا جامي

رسانه نو؛ از بورخس تا۱HTML نويسنده:لف مانويچ،ترجمه:آزاده دهقاني

صحنه كلاسيك، تصوير صحنه و لباس ، گونتر شونه، ترجمه : سعيد فرهودي

طراحي روي فيلم،ترجمه:ثنا ولدخاني



يكشنبه 16 ارديبهشت 1386
دربارة صنعت – هنر پارچه‌بافي ايران در قرون اولية اسلام تاريخ‌نويسان وجغرافي‌نويسان سخن بسيار گفته‌اند. با بررسي اجمالي آثار ايشان مي‌توان نتيجه‌گيري كرد كه در آن دوره تقريباً در سراسر ايران كارگاههاي متعدد و فعال پارچه بافي وجود داشته است. در هر جا كه از نظام اقتصادي و تجاري ايران سخن رفته است، پارچه را از مهم‌ترين اقلام صادراتي ايران شمرده‌اند؛ و اين خود نشان‌دهندة جريان توليد و تنوع اين صنعت – هنر است. بنابر منابع مكتوب، نواحي خوزستان، فارس، طبرستان، جبال (شامل قسمت وسيعي از نواحي مركزي ايران)، ماوراءالنهر و خراسان داراي كارگاههاي عمدة پارچه‌بافي بودند و هريك به تهية نوع يا انواعي از پارچه با اسامي ويژه شهرت داشتند. ريشه‌يابي اين هنر و بررسي دقيق پارچه‌بافي در قرون مذكور به علت كمبود نمونه پارچه‌هايي كه بتوان به قطع آنها را منسوب به اين دوره دانست دشوار است و انتسابها بيشتر بر منابع تاريخي، جغرافيايي، سفرنامه‌هاي و متنون ادبي و همچنين بررسي و مطالعة آثار و اشياي هم‌زمان مبتني است. بدين وسيله شايد بتوان پارچه‌هاي آن دوره را فقط از برخي جهات مانند شيوه‌هاي تزيين يا كتاب هنري رايج در آن زمان مقايسه و طبقه‌بندي كرد. ولي باتوجه به اسامي و عناوين متنوعي كه به انواع پارچه‌ها در اين زمان اطلاق شده، از هيچ‌يك از اين راهها نمي‌توان به نتيجه مطلوبي از نظر طبقه‌بندي شيوه و فن بافت، كه در مطالعات پارچه‌شناسي اساس كار محسوب مي‌شود، دست يافت. بنابراين، تحقيق در اين زمينه غالباً بر طبقه‌بندي انواع پارچه از جهت اسامي و شيوه‌هاي تزيين و مراكز بافت مبتني است.


 


ادامه مطالب


صفحه ها 1 /



نطرات خوانندگان:

ارسال نظرات